سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
43
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تنها در موردى است كه ظنّ بدخول وقت باشد چنانچه در كلام مرحوم علّامه گذشت بنابراين با توجّه و التفات به نكته مزبور اطمينان حاصل مىشود كه مراد از وهم در كلام ايشان همان ظنّ است و حاصل نظرشان اينست كه اگر كسى با اعتماد به ظنّ افطار كرد و سپس كشف و ظهور خلاف شد لازمست قضاء روزه را بجاى آورد . و سپس در رفع استبعاد و اينكه چطور دو لفظ متضاد به يك معنا استعمال شدهاند مىفرماين : اطلاق لفظ ( وهم ) بر ظنّ صحيح و از نظر استعمال اشكالى ندارد زيرا ( وهم ) به معناى عام داراى مصاديقى است كه يكى از آنها ظنّ است پس مىتوان گفت يكى از معانى ( وهم ) ظنّ مىباشد و بدين وسيله جمع بين ايندو خالى از محذور مىباشد . بلى تنها اشكالى كه باقى مىماند اينستكه اگر توجيه فوق صحيح باشد پس چرا در كلام قائلين بين ( وهم ) و ( ظنّ ) از نظر حكم فرق گذارده شده و در اوّل حكم بقضاء و در دوّمى آن را ساقط دانستهاند چنانچه صريح عبارت نهايه و شرايع چنين بود و اين خود از موهنات توجيهى است كه ذكر گرديد . و پس از آن مىفرماين : ممكنست در رفع اين توهين و تقويت توجيه بگوئيم . ( وهم ) به همان معناى ( ظنّ ) است لكن ( ظنّ ) داراى مراتبى استكه در هر مرتبه ممكنست واجد حكمى باشد . لذا اوّل مرتبه آن كه ظنّ خفيف است و از آن غالبا به وهم تعبير مىشود به لحاظ عدم حجّيّت نبايد مورد استناد قرار گيرد فلذا اگر اعتمادا